الملا فتح الله الكاشاني
309
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
حب اليهود دوستى يهودان تو را هلاك گردانيد گفت يا رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله به جهت اين گستاخى كردم تا براى من استغفار فرمايى نه كه مرا ملامت كنى و التماس كرد كه حضرت پيرهن خود را كفن او كند و نماز بر او بگذارد و چون بمرد پسرش حباب آن حضرت را بجنازهء او طلبيد حضرت گفت نام تو چيست گفت حباب فرمود حباب اسم شيطان است تو را عبد اللَّه نام نهادم و چون قصد نماز كرد بر او جبرئيل جامهء او را از جنازه بكشيد و آيه بر او خواند دويم آنست كه نماز بر ميت پنج تكبير است بعد از تكبير اول شهادتين است و بعد از دوم صلوات بر پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و آل او و بعد از سيم دعا براى اهل ايمان و بعد از چهارم دعا براى ميت اگر مؤمن باشد و بر او اگر منافق باشد و بدعاى مستضعفين اگر مستضعف باشد و روايت اهل البيت عليهم السلام و اجماع ايشان دالست بر اين و بنزد ما قرائت فاتحه و تسليم و طهارت شرط اين نماز نيست زيرا كه اسم صلاة بر آن بر حسب مجاز است پس حديث لا صلاة الا بطهور و لا صلاة الا بفاتحة الكتاب منافى آن نباشد و فقهاى اربعه اجماع كردهاند بر عدم وجوب تكبير خامسه و بعضى از شافعيه تجويز آن كردهاند و بخامسه آن را باطل نميدانند و همه اجماع كردهاند بر تسليم در آخر آن هم چنان كه تسليم در صلاة و بر اشتراط طهارت و شافعى تعيين فاتحه مىكند در عقب اولى و شهادتين و صلوات بر پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله در عقب ثانيه و ابو حنيفه قايل است بمحمد صلَّى اللَّه عليه و آله در اولى و شهادتين و صلوات بر پيغمبر در عقب ثانيه سيم ظاهر شد كه صلاة بر ميت مجموع مركبست از تكبير و اذكار مذكوره و نهى در آيه متعلق بمجموعست من حيث هو نه بهر يك از اجزاى آن مگر دعا براى ميت چه كافر غير مغفور له باشد پس دعا براى او عبث باشد و تسميهء آن بصلاة از قبيل تسميهء شىء است باسم اجزاى آن و فرق ميان امر بمجموع و ميان نهى از آن آنست كه امر بمجموع مستلزم امر است بهر يك از اجزاى آن بخلاف نهى اگر گويند جايز است كه مراد بلا تصل لا تدع باشد بر اصل لغت كقوله تعالى وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ گوئيم متبادر بفهم از صلاة بر ميت نماز است بر او بطريق مذكور پس محمول بر آن باشد چهارم در تعليل نهى بكفر اشارتست بوجوب صلاة بر هر مسلم و لهذا منقولست كه چون نجاشى فوت شد در حبشه رسول صلَّى اللَّه عليه و آله نماز بر او گذارد به جهت اسلام حقيقى او و حقتعالى در شان او و اصحاب او اين آيه نازل گرديد كه وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى الآيات پس منافقان گفتند ( اتصل على علج نصرانى ) اين آيه نازل شد كه وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّه وَما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خاشِعِينَ لِلَّه الاية و شافعى استدلال كرده است بابن بر جواز صلاة بر ميت غايب و ابو حنيفه و اصحاب ما منع آن كردهاند و حمل بر استغفار كردهاند آنچه وارد شده از صدور صلاة